آوریل 2, 2011
همانطور که حدس زده می شد مراسم ختم میراسماعیل موسوی پدر مرحوم میرحسین موسوی که قرار بود در ساعت شش بعد از ظهر روز یکشنبه چهارده فروردین در مسجد نور واقع در میدان شهید دکتر فاطمی تهران برگزار شود، لغو گردیده است. به دلایل زیر این مراسم و لغو آن موقعیت بسیار مناسبی برای شروع اعتراضات خیابانی در سال نو بوجود آورده است.
یک) این مراسم در ارتباط با شخص میرحسین موسوی است که با همه تلاشها و سمپاشی های دستگاه های اطلاعاتی طی بیست و دو ماه گذشته، همچنان عامل وحدت بخش جنبش سبز است و هر گونه مراسمی که به او ارتباط داشته باشد توسط اکثریت همراهان جنبش سبز با استقبال مواجه خواهد شد.
دو) در طی روزهای گذشته و همینطور روز سیزده بدر در گردهمایی های خانوادگی و دوستانه اطلاع رسانی خوبی در مورد این مراسم صورت گرفته و خواهد گرفت. لغو آن در ظهرروز سیزده بدر برای دولت کودتا بسیار دیر است و خبر آن تا شامگاه سیزده بدر به گوش بسیاری از همراهان جنبش سبز که در دشت و صحرا مشغول در کردن سیزده هستند، نخواهد رسید.
سه) روز سیزده بدر یکی از معدود روزهایی در طی سال است که اکثریت قریب به اتفاق نیروهای انتظامی در آماده باش کامل و در سر پستهای خود هستند. این آمادگی و به اصطلاح خدمت، آنان را خسته و فرسوده کرده و توانایی یک روز کامل آماده باش در چهارده فروردین و سرکوب فعال همراهان جنبش در شامگاه چهارده فروردین را برای آنان باقی نخواهد گذاشت. درمقابل، همراهان جنبش سبز پس از بیش از دو هفته استراحت و کسب روحیه از صحبت و نشست و برخاست با سایر اعضای خانواده و دوستان، می توانند با انرژی کامل اعتراضات خود را آغاز کنند.
چهار) مکان مسجد نور و میدان شهید دکتر فاطمی موقعیت بسیار مناسبی برای گردهمایی و تظاهرات است. از طرفی مکان نسبتاً شلوغی در ساعات پایانی روزهای کاری است، و از طرف دیگر خیابانها و بخصوص کوچه های متعددی اطراف آن قرار دارد. کوچه هایی که هنوز هیچیک از آنها به دوربینهای کنترل جمعیت مجهز نشده اند. در شعاع یک کیلومتری این میدان دهها کوچه باریک در خیابانهای ولیعصر، شهید دکتر فاطمی، میدان گلها، بیستون، چهلستون، یوسف آباد و … وجود دارد که بهترین موقعیت را برای پنهان شدن و تمرکز نیرو و شروع مجدد فراهم می کند.
پنج) ساختمان وزارت کشور که با خیانت به رای و امانت ملت و تقلب در شمارش آرا جرقه جنبش سبز را زد در نزدیکی همین میدان قرار دارد. هر چند این نکته به خودی خود چندان مناسب نیست، و خطر اسارت وانتقال اسراء به آن ساختمان را افزایش می دهد. اما باید به یاد داشت که در تمامی جنبش های منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به آتش کشیدن نمادین یکی از سمبلهای رژیم استبدادی موجب ریختن ترس ملت و تشویق آنان به همراهی جنبش آزادیخواهی مردم بوده است. البته بسیاری از سران و همراهان جنبش سبز مخالف حرکتهای قهرآمیز هستند، که من هم با آنان هم عقیده ام. اما اگر روزی لازم باشد که ساختمانی به عنوان نماد استبداد بصورت سمبلیک برای به آتش کشیده شدن انتخاب شود، ساختمان کنونی وزارت کشور بهترین انتخاب است. ساختمانی که در نبود احزاب حکومتی قوی در کشور ما سمبل استبداد است و جالب آنکه همین ساختمان در زمان استبداد پیشین ساختمان تنها حزب حاکم یعنی حزب رستاخیز و پیش از آن نیز ساختمان حزب دولتی ایران نوین بوده است.
در مملکت ما معمولاً همه فعالیتها به صورت رسمی از روز چهارده فروردین آغاز می شود. جنبش سبز نیز سال نو خود را از همین روز آغاز خواهد کرد.
نوشته شده در راه سبز امید |
3 دیدگاه »
مارس 13, 2011
دقایقی پیش شبکه تلویزیونی بی بی سی فارسی با اردشیر امیرارجمند مشاور حقوقی میرحسین موسوی مصاحبه کرد. اردشیر امیرارجمند با اشاره به ملاقات فرزندان موسوی و رهنورد با والدینشان گفت که فشارهای داخلی و بین المللی باعث شد که حکومت اجازه این ملاقات را آن هم تنها با یکی از دختران موسوی و رهنورد بدهد.
در ادامه خبرنگار بی بی سی با اشاره با شایعات موجود در مورد وضعیت کنونی سایت کلمه سئوال کرد. امیرارجمند در پاسخ گفت که من می توانم به مردم اطمینان کامل بدهم که سایت کلمه علیرغم همه مشکلات همچنان در دست افراد مورد اعتماد آقای موسوی قرار دارد.
نوشته شده در راه سبز امید |
بیان دیدگاه »
فوریه 11, 2011
جنتی در جمع راهپیمایان 22 بهمن 89 در اصفهان با تاکید بر اینکه هیچ احتیاجی به محاکمه سران فتنه نیست، اضافه کرد: مردم با حضور خود در صحنه سران فتنه را محکوم کردهاند و ذلتی را به این افراد چشاندهاند که با 10 بار اعدام هم نمیتواند طعم تلخ این ذلت را از زندگی سران فتنه پاک کند (اینجا).
حقیقتش من که نفهمیدم این بالاخره چی گفت، ولی هر چی بود خیلی ددمناشِی بود، هم از لحاظ شکل و هم از لحاظ محتوا. شکلش ددمناشِی بود چون مثل کلمه ددمناشِی در زبان سلیس فارسی اصلاً معنایی نداشت. محتواش هم که دیگه خیلی ددمناشی بود چون توش ده بار اعدام داشت.
نوشته شده در عمومی |
بیان دیدگاه »
فوریه 9, 2011
حالا که بازار شعر و شعار گرمه، یه شعار هم ما برای روز 25 بهمن می سازیم. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید
شتر، موتور، ساندیس خور
دیگر اثر ندارد
نوشته شده در راه سبز امید |
۱ دیدگاه »
فوریه 4, 2011
خامنه ای در خطبه های نماز جمعه روز 15 بهمن 1389 در نهایت وقاحت و فرصت طلبی تلاش کرد که انقلاب آزادیبخش مردم مصر را به رژیم مستبد و ظالم خودش پیوند بزند. این تلاش که بدون شک ظلمی آشکار به مردم مصر و جمعیت اخوان المسلمین است، و تمام تلاشهای آنان را برای اثبات اینکه به دنبال یک رژیم دیکتاتوری به ظاهر اسلامی مانند ایران نیستند، خنثی خواهد کرد، نشانه دیگری ازعدم آشنایی ولی وقیح با مسائل جهانی و بخصوص جهان اسلام است.
اما جمعیت اخوان المسلمین مصر در وبسایت رسمی خودش در ساعت 12:50 به وقت مصر یعنی کمتر از دو ساعت پس از این سخنان خامنه ای در پاسخی سریع و صریح به این سخنان اعلام کرد که:
جمعیت اخوان المسلمین انقلاب را انقلاب همه مردم مصر می داند، نه یک انقلاب اسلامی، و تاکید کرد که انقلاب مصر انقلاب همه مسلمانان و مسیحیان با تمام گرایشها و تمایلات سیاسی مختلف و متفاوت است.
این واکنش جمعیت اخوان المسلمین تایید دیگری بر این اصل است که مبارزه ملت های آزادیخواه منطقه با رژیمهای مستبد حاکم بر آنان از هم جدا نیست و مبارزات هر یک راهگشا و تقویت کننده مبارزات دیگران خواهد بود و این سخنان اخوان المسلمین به عنوان یکی از گروه های فعال در انقلاب مصر به نوعی پشتیبانی از جنبش سبز ملت ایران است.
نوشته شده در عمومی |
2 دیدگاه »
ژانویه 28, 2011
در خطبه های نماز جمعه روز هشتم بهمن 1389 جناب حجت الاسلام و المسلمین اَحمد خاتمی، معروف به اَخ (در برابر محمد خاتمی معروف به مُخ) اظهار فضل نمودند که: «مردم در تونس به صحنه آمدند و ديکتاتوری ۲۳ ساله مستبد خود را از تخت به زير کشيدند. در مصر نيز موج خروش و فرياد مردم بلند است و امروز را روز خشم ناميدهاند. در يمن ، عمان واردن نيز مردم به صحنه آمدند و پس از گذشت حدود ۳۱ سال از پيروزی انقلاب اسلامی با پديدهی بديعی مواجهيم که بايد منصفانه بگوييم اين حرکات، پس لرزههای انقلاب اسلامی است.»
آخه آدم ناحسابی ما که میدونم تو چه نابغه ای هستی، لااقل یه چیزی بگو که مردم دنیا، یا حداقل همون مردم جهان عرب که سنگشون را به سینه می زنی، بهت نخندند. طبق گفته همه خبرگزاریهای معتبر جهان بدنه اصلی جنبشهای کنونی جهان عرب، دقیقاً عین جنبش سبز، جوانان تحصیلکرده طبقه متوسطند که عمدتاً زیر 25 سال سن دارند. جوانانی که بر علیه دیکتاتورهای کشورشون که خیلی شبیه دیکتاتور کشور ماست، قیام کرده اند و خواهان عدالت و آزادی هستند. بسیاری از شیوه های مبارزاتی شون را هم از جنبش سبز الهام گرفته اند. این جوانها هیچ ارتباط معناداری با انقلاب اسلامی که سالها پیش از تولدشون رخ داده ندارند. حالا چون در حال سرنگون کردن رژیمهای دیکتاتوری مخالف رژیم دیکتاتوری شما هستند، خیال کردی که شما را قبول دارن؟ زهی خیال باطل.
اما از آنجایی که معلومه از اینور و اونور یه چیزایی راجع به لرزه و پس لرزه و این حرفها شنیدی، بهت بگیم که کامل برایت توضیح نداده اند، خوب گوش کُن که شیر فهم بشی. وقایع جهان عرب که اتفاقاً خیلی هم تحت تاثیر جنبش سبز ماست، پس لرزه های انقلاب اسلامی نیست، پیش لرزه های انقلاب سبزه.
نوشته شده در عمومی |
بیان دیدگاه »
نوامبر 25, 2010
خامنه ای روز پنجشنبه چهارم آذر در جمع هزاران بسیجی استان تهران، اعتراضات انتخاباتی سال ۱۳۸۸ را «فتنه پیچیده» خواند. به نظر می رسد که فتنه ای که او ماهها قبل ادعای شکست و خاموشی آنرا کرده بود، تازه برخی از وجوه و ابعاد خود را به رخ او کشیده است. وجوه و ابعادی که حتی بسیاری از اطرافیان او هم پیش از خود او درک کرده بودند: آن هنگام که علی لاریجانی در بعدازظهر روز 22 خرداد 88 در تماس تلفنی با میرحسین موسوی پیروزی محتوم او را تبریک گفت و آن هنگام که قالیباف با اشاره به راهپیمایی 25 خرداد 88 آنرا بزرگترین راهپیمایی سالهای پس از انقلاب خواند. خامنه ای به تدریج آنچه را که برخی از یارانش بسیار زودتر دیده بودند، می بیند. اما اگر در هفته اول پس از انتخابات هنوز راه بازگشتی وجود داشت، امروز چنین راهی برای او وجود ندارد.
خامنه ای با وحشت از جنبش سبز به خواب می رود و با کابوس آن از خواب می پرد. حالا او بهتر از همه اطرافیانش پی به قدرت و پیچیدگی جنبش سبز برده است. حالا این اوست که باید سپاهیان و بسیجیان جیره خوار خود را نسبت به قدرت و توانایی های جنبش سبز آگاه کند. حالا هر چه فرماندهانش از سرکوب جنبش سبز برای او داستانسرایی کنند، باور نخواهد کرد. او می داند که خون نداها و سهرابها و دهها شهید دیگر و آه میلیونها ایرانی بالاخره پای او را گرفته است. او نیک می داند که دیگر آینده ای ندارد.
اما او با این سخنانش ناخواسته گرد ناامیدی و دلسردی را نیز از دل حامیان جنبش سبز می زداید. فرماندهان سپاهی او در صدا و سیما و مطبوعات و وزارتخانه ها شب و روز از نابودی فتنه سبز دم می زنند و خود او با این سخنانش با زبان بی زبانی فریاد بر می آرد که: «جنبش سبز هنوز زنده است». آری، جنبش سبز امروز حتی بیش از خرداد هشتاد و هشت زنده است .
نوشته شده در راه سبز امید |
2 دیدگاه »
نوامبر 20, 2010
موسوی به مناسبت ماه آذر، ماه دانشجو، پس از مدتها نظرات خود را اعلام کرد. نظراتی که بدون تردید روح تازه ای در جنبش سبز خواهد دمید. پیشنهاد می کنم برای حمایت از او و همه کسانی که در این راه با جان و مال و آزادی خود هزینه داده اند، شب شانزدهم آذر بر بالای پشت بام ها فریاد «نترسید نترسید ما همه با هم هستیم» سر دهیم.
نوشته شده در راه سبز امید |
2 دیدگاه »
اکتبر 31, 2010
یارانه ها بزودی حذف خواهند شد و دولت متقلب به خیالی واهی نیروهای سرکوبگر خود را به خیابانها گسیل داشته است. اما از این خبر ندارد که مردم آزاده و آگاه ایران دیگر برای اعتراض به یک دولت در حال سقوط، خود را با مشتی بسیجی و سپاهی مزدور و وحشی درگیر نخواهند کرد. مردم ایران در سال 88 در نهایت صبر و بزرگواری به متمدنانه ترین شکل ممکن اعتراضات قانونی خود را به تقلب گسترده در انتخابات اعلام کردند. اما وقتی دولت متقلب و رهبر متوهم این اعتراضات مدنی و قانونی را با کشتار و تجاوز و شکنجه پاسخ دادند، مردم ایران آگاهانه و عاقلانه خود را از این نوع نبرد کنار کشیدند. مردم به زبان رای و نظر و فکر و عقل سخن می گفتند، و دولت و رهبر به زبان چوب و چماق و زنجیر و باتوم. طبیعی است که این شکل مکالمه دوام چندانی نخواهد داشت. اما کنار کشیدن صاحبان رای و نظر از مقابل صاحبان چوب وچماق بر اساس هیچ معیاری شکست محسوب نمی شود.
اگر دولت و رهبر جز زبان زور و سرکوب با زبان دیگری آشنا نیستند، مردم ایران زبانها و گویشهای گوناگونی برای ابراز رای و نظر خود دارند. یکی از این زبانها که مردم به خوبی با آن آشنا هستند زبان نافرمانی مدنی است. اغراق نیست اگر بگوییم که مردم ایران همیشه در حال نافرمانی مدنی هستند. اساساً زندگی اجتماعی مردم ایران به علت استبداد دیرپای این سرزمین با نافرمانی مدنی عجین شده است. نگاهی به شکل فعالیتهای اداری، رانندگی، و حتی تحصیل در ایران بیانگر این واقعیت است.
البته این شکل نافرمانی مدنی چون بصورت واکنشی منفعلانه، و همواره از روی استیصال بوده است، بیشتر از اینکه برای این مردم مفید باشد، مضر بوده است. اما حال که سطح آگاهی مردم و آشنایی آنها با مفاهیم سیاسی و تاریخی و اجتماعی بسیار بیشتر از سابق شده است، می توان این نوع نافرمانی مدنی را در جهت رسیدن به رشد و توسعه همه جانبه مورد استفاده قرار داد. به عبارت دیگر نافرمانی هایی که بطور عادی در جامعه وجود دارد و به علت پراکندگی و ناهمسویی همدیگر را خنثی و بی اثر می کنند، اگر بر طبق یک الگوی آگاهانه جهت بگیرند می توانند جنبه مفید خود را نیز نشان دهند.
حذف یارانه ها یکی از مواردی است که می تواند موجب شکلگیری نوع جدیدی از نافرمانی مدنی در جهت پیشرفت جامعه باشد. اگر فرض کنیم که دولت متقلب سد راه پیشرفت جامعه ایران است، و اگر فرض کنیم که فصل مشترک همه همراهان جنبش سبز مخالفت با این دولت متقلب است، ناکام کردن دولت در حذف یارانه ها گامی بزرگ به جلو برای مردم ایران وجنبش سبز آنان خواهد بود. لازم نیست که در مخالفت با حذف یارانه ها به خیابان آمد، فقط کافی است که در منزل و نهان با این طرح مخالفت کرد، و یکی از راههای آن نپرداختن مبالغ بدون یارانه است.
طبیعی است که مردم نمی توانند پول بنزین را در پمپ بنزین پرداخت نکنند، اما به عنوان نمونه می شود قبض برق را تا ماهها پرداخت نکرد. البته اگر این نوع نافرمانی مدنی محدود به قشر کوچکی از مردم شود، اثر چندانی نخواهد داشت و تنها منجر به قطع برق آنانی خواهد شد که نافرمانی کرده اند. اما می توان امیدوار بود که پس از چندین هفته اطلاع رسانی گسترده، شامل تبلیغات وسیع در فضای مجازی، اسکناس نویسی، دیوار نویسی، پیام کوتاه و اعلام آنان به دوستان و آشنایان و همکاران و همسایگان، نزدیک به نیمی از جامعه را تشویق به این کار نمود. در صورتی که این نوع نافرمانی به چنین حدی از گسترش برسد، خود به خود نوعی پیروزی برای مردم و شکست دولت متقلب است. دولت با عدم دریافت پول برق ورشکسته نخواهد شد، چون در حال حاضر هم ورشکسته هست، اما مردم با فعال شدن و امیدوار شدن مجدد پیروز خواهند بود، و بار دیگر قدرت و اتحاد خود را به رخ رهبر متوهم خواهند کشید.
نوشته شده در راه سبز امید |
۱ دیدگاه »
اکتبر 18, 2010
پس از کش و قوسهای فراوان، به نظر می رسد که دولت بالاخره تصمیم به حذف یارانه ها گرفته است. حذف یارانه ها که در شرایط مناسب اقتصادی و توسط یک دولت ملی و مردمی تنها راه حل بسیاری از موانع توسعه و مشکلات تاریخی اقتصاد ایران است، در شرایط فعلی جز فقیرتر کردن فقرا و ثروتمندتر کردن ثروتمندان نتیجه دیگری نخواهد داشت. با حذف یارانه ها و افزایش قیمتهای بنزین و گاز و نان و برق و به تبع آنها سایر اقلام مصرفی، میلیونها خانوار ایرانی از تامین مایحتاج اولیه یک زندگی فقیرانه نیز محروم خواهند شد.
بسیار طبیعی است که این محرومیتها منجر به اعتراضهای پراکنده و شورشهای کور شهری شود. شورشهایی که جز خسارت و تلفات بیشتر از فقرا و محرومان نتیجه دیگری برای آنها نخواهد داشت. حتی اگر این شورشها به پیروزیهای مقطعی هم منجر شود، کمکی به آزادی و عدالت و برقراری دموکراسی در کشور ما نخواهند کرد. اما اگر این اعتراضها در بستر یک جنبش و حرکت گسترده تر و هدف دار تر اجتماعی و سیاسی صورت بگیرد، می تواند گامهایی در مسیر توسعه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مردم کشورمان به حساب آید.
جنبش سبز که در سال گذشته با قدرت فوق العاده خود نظام ولایت فقیه و دولت متقلب احمدی نژاد را با چالش جدی مواجه کرد، و آنرا تا آستانه سقوط به پیش راند، پس از برخورد سفاکانه عوامل ضحاک زمان، بطور منطقی و عاقلانه و به درخواست رهبران آگاه جنبش، عقب نشینی تاکتیکی نمود، تا روشهای جایگزین جدیدی برای مقابله با نظام ولایت فقیه پیدا کند. حال که اعتراضهای گسترده توده ای اجتناب ناپذیر شده است، جنبش سبز باید از این امکان نهایت استفاده را ببرد و با تمام قوا مجدداً به صحنه عمل اجتماعی بازگردد.
به نظر می رسد که به علت سرکوب و خفقان شدیدی که در جامعه برقرار شده است، تنها راهی که برای اعلام حضور وجود دارد، فریادهای الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور شبانه است. تجربه موفقیت آمیز این حرکت در شامگاه دوشنبه 29 شهریور در اعتراض به حصر سران جنبش سبز، همه فعالان جنبش را به تکرار مجدد و ماهانه آن امیدوار می کند.
پس این بار همزمان با حذف یارانه ها و در حمایت از طبقات محروم جامعه، در شامگاه پنجشنبه 29 مهر با فریاد های الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور، بیداری و هوشیاری جنبش سبز را به اطلاع خود و دیگران برسانیم.
نوشته شده در راه سبز امید |
بیان دیدگاه »